یادداشت| از تشک کشتی تا میدان دفاع؛ روز کشتی به یاد پهلوانان شهید البرز
به گزارش نوید شاهد البرز؛ پنجم شهریور که گذشت من را به یاد شهدای کشتیگیرمیاندازد. این روز برای یادآوری یکی از ریشهدارترین واژههای فرهنگ ایرانی؛ پهلوانی. روز ملی کشتی، که با زادروز جهانپهلوان غلامرضا تختی پیوند خورده است، فرصتی است تا از ورزشی بگوییم که در فرهنگ این سرزمین، هیچگاه تنها به پیروزی بر حریف و ایستادن بر سکوی قهرمانی خلاصه نشده است. پنجم شهریور در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز کشتی» ثبت شده و نام تختی، بیش از آنکه یادآور مدالها و افتخارات ورزشی باشد، یادآور جوانمردی و مردمداری است. 
کشتی برای ایرانیان، قصه زور و بازو نیست؛ قصه زورِ بازو در کنار بزرگی روح است. قصه مردانی که آموختند اگر بر زمین افتادند، دوباره برخیزند و اگر حریفشان بر زمین افتاد، دست او را بگیرند. در فرهنگ پهلوانی ایران، پیروزی زمانی ارزش دارد که با اخلاق همراه باشد و قهرمانی زمانی ماندگار میشود که صاحب آن، در برابر مردم و سرزمینش احساس مسئولیت کند.
شاید به همین دلیل است که وقتی از کشتی سخن میگوییم، ناخودآگاه نام پوریای ولی و غلامرضا تختی در ذهنمان زنده میشود؛ مردانی که مفهوم پهلوانی را از سالن ورزش فراتر بردند و آن را به یک منش و سبک زندگی تبدیل کردند.
اما در تاریخ معاصر ایران، پهلوانانی نیز بودهاند که روزی از روی تشک کشتی برخاستند و روزی دیگر، برای دفاع از ایران، اسلام و مردمشان پا به میدان نبرد گذاشتند. آنان نشان دادند که پهلوانی واقعی، آنجایی آغاز میشود که انسان برای دیگری از خود بگذرد.
البرز؛ سرزمین پهلوانانی که از تشک به میدان ایثار رسیدند
استان البرز نیز از این قافله بزرگ پهلوانی سهمی ماندگار دارد؛ سرزمینی که نام بسیاری از قهرمانان و ورزشکاران آن با خاطره ایثار و شهادت گره خورده است.
در میان شهدای ورزشکار البرز، نام شهید مدافع حرم حیدر جلیلوند جایگاهی ویژه دارد؛ جوانی ورزشکار که کشتی، جودو و شنا را به شکل جدی دنبال کرده و در رقابتهای مختلف استانی، کشوری و نیروهای مسلح صاحب عنوان شده بود. منابع مربوط به زندگی او نیز بر فعالیت حرفهایاش در کشتی و جودو و کسب مقامهای ورزشی تأکید دارند.
حیدر جلیلوند فقط یک ورزشکار نبود؛ او در ادامه مسیر زندگیاش، ورزش را به میدان دیگری از مسئولیت پیوند زد. همان روحیهای که روی تشک به او آموخته بود ایستادگی کند، در زندگی اجتماعی و نظامیاش نیز جلوه پیدا کرد. او سرانجام در راه دفاع از حرم اهلبیت(ع) به شهادت رسید.
چه زیباست که درباره چنین مردانی بگوییم: قهرمانی برایشان پایان راه نبود؛ مقدمهای بود برای رسیدن به پهلوانی.
کشتی به انسان یاد میدهد در برابر حریف بایستد، اما پهلوانی به او میآموزد در برابر ظلم بایستد. کشتی قدرت جسم را میسازد، اما پهلوانی قدرت انتخاب را. شاید همین است که وقتی به زندگی شهید حیدر جلیلوند نگاه میکنیم، میان تشک کشتی و میدان دفاع از حرم، یک رشته مشترک میبینیم؛ رشتهای به نام غیرت، مسئولیت و فداکاری.
شهیدانی که نامشان با کشتی و دفاع مقدس گره خورده است
در روز ملی کشتی، شایسته است یاد شهید علی گروسی، شهید کریم آخوندی، شهید غلامرضا کیانپور و شهید حسینعلی آسارایی را نیز گرامی بداریم؛ مردانی از خطه البرز که در روزگار دفاع مقدس، از زندگی، جوانی و آرزوهای خود گذشتند تا ایران بماند.
شهید علی گروسی متولد کرج بود و در سال ۱۳۶۵ در منطقه فاو به شهادت رسید. زندگی او بخشی از تاریخ ایثار مردم کرج و رزمندگان لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) را در خود جای داده است.
شهید کریم آخوندی نیز از جوانان برومند کرج بود که در سالهای دفاع مقدس راهی جبهه شد و پس از سالها حضور در میدان نبرد، در عملیات والفجر۸ در جزیره امالرصاص به شهادت رسید. پیکر او سالها بعد به میهن بازگشت و در گلزار شهدای امامزاده محمد(ع) کرج آرام گرفت.
و در میان این نامها، شهید غلامرضا کیانپور تصویری روشن از پیوند ورزش، جوانمردی و دفاع از میهن را پیش چشم ما میگذارد. او از دوازدهسالگی کشتی را آغاز کرده بود و در این رشته ورزشی به مقامهای قهرمانی دست یافته بود. برادرانش، حسن و عباس کیانپور نیز از کشتیگیران مطرح آن دوران بودند و سابقه کسب مدالهای بینالمللی داشتند.
کیانپور تنها یک ورزشکار نبود؛ او بعدها به یکی از نیروهای مؤثر اطلاعات و عملیات لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) تبدیل شد و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه به شهادت رسید. همرزمانش از او به عنوان فردی ورزیده، باهوش و شجاع یاد کردهاند؛ مردی که از تشک کشتی، روحیه نظم، تمرکز و استقامت را با خود به جبهه برده بود.
اینها فقط چند نام از دفتر قطور شهدای ورزشکار و کشتیگیر استان البرز هستند. پشت هر نام، داستان یک جوان نهفته است؛ جوانی که میتوانست قهرمانی را ادامه دهد، مدال بگیرد، زندگی بسازد و سالهای جوانیاش را در میدان ورزش بگذراند؛ اما وقتی کشور به وجودش نیاز داشت، تشک را به سنگر پیوند زد.
پهلوانی یعنی وقتی «من» کوچک میشود و «ما» بزرگ
اگر بخواهیم معنای پهلوانی را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت: پهلوان کسی است که در لحظه انتخاب، خودش را فراموش میکند و دیگران را به یاد میآورد.
پوریای ولی در فرهنگ ایرانی نماد چنین اخلاقی است؛ پهلوانی که بزرگیاش فقط در قدرت بدنی نبود، بلکه در بزرگی روح و رعایت حرمت انسان معنا پیدا میکرد. سالها بعد، تختی همین مسیر را به زبان زمانه خود ادامه داد. مردم تختی را فقط به دلیل مدالهای المپیک و جهانی دوست نداشتند؛ آنچه او را «جهانپهلوان» کرد، ارتباط قلبیاش با مردم، جوانمردی و مسئولیت اجتماعی او بود. فدراسیون کشتی نیز در پیامهای مربوط به روز ملی کشتی، بر همین پیوند میان کشتی، فتوت، جوانمردی و نام تختی تأکید کرده است.
و نسل دیگری از پهلوانان آمدند که میدان آزمایششان نه سالن مسابقه، که جبهههای دفاع مقدس و دفاع از حرم بود.
آنان همان چیزی را که روی تشک آموخته بودند، در میدان بزرگتری به کار گرفتند: ایستادگی.
روی تشک، کشتیگیر میآموزد وقتی حریف فشار میآورد، تسلیم نشود. در جبهه نیز رزمنده میآموزد وقتی دشمن به خاک وطن چشم دوخته است، عقب ننشیند.
روی تشک، کشتیگیر باید بر ترس خود غلبه کند. در میدان نبرد نیز باید از بزرگترین ترس انسان، یعنی ترس از دست دادن جان، عبور کند.
روی تشک، پیروزی یک لحظه است؛ اما در میدان ایثار، انتخاب انسان میتواند برای نسلها ماندگار شود.
قهرمانانی که مدالشان، شهادت بود
وقتی به شهدای کشتیگیر البرز نگاه میکنیم، بهتر میتوانیم بفهمیم چرا در فرهنگ ایرانی، میان قهرمان و پهلوان تفاوت وجود دارد.
قهرمان ممکن است با یک پیروزی، نام خود را بر سر زبانها بیندازد؛ اما پهلوان کسی است که حتی وقتی نامش فراموش میشود، مرامش باقی میماند.
شهدای ورزشکار البرز از همین جنس بودند. آنان به ما یاد دادند که قدرت واقعی فقط در عضلات نیست؛ قدرت در ایمان، اراده، فداکاری و توان ایستادن در لحظهای است که بسیاری ترجیح میدهند کنار بکشند.
شهید حیدر جلیلوند از کشتی و جودو به میدان دفاع از حرم رسید.
شهید غلامرضا کیانپور از تشک کشتی به فرماندهی اطلاعات و عملیات رسید.
شهید علی گروسی، شهید کریم آخوندی و شهید حسینعلی آسارایی نیز هر کدام بخشی از حماسه نسل جوانی هستند که دفاع از میهن را بر آسایش و آینده شخصی خود مقدم دانستند.
در کنار این نامها، باید از همه شهدای ورزشکار و کشتیگیر البرز نیز یاد کرد؛ از جوانانی که شاید نامشان کمتر در رسانهها آمده باشد، اما نامشان در حافظه خانوادهها، دوستان، مربیان، همرزمان و مردم این سرزمین زنده است.
شهیدان، بزرگترین مدال را بر سینه دارند؛ مدالی که نه از جنس طلا و نقره، بلکه از جنس خون و ایثار است.
امروز کشتیگیران البرز چه چیزی از شهدا باید بیاموزند؟
روز کشتی فقط روز تبریک گفتن به قهرمانان نیست؛ روز پرسیدن یک سؤال مهم هم هست: نسل امروز از پهلوانان دیروز چه چیزی به ارث برده است؟ اگر قرار باشد کشتی همچنان بخشی از فرهنگ ایرانی باقی بماند، باید علاوه بر پرورش قهرمان، پهلوان تربیت کند. کودکی که وارد سالن کشتی میشود، نباید فقط فنون خاک و بارانداز را یاد بگیرد؛ باید احترام به پدر و مادر، ادب در برابر مربی، حرمت رقیب، کمک به ضعیفتر، صداقت، مسئولیتپذیری و عشق به میهن را نیز بیاموزد. پهلوان آینده ایران باید بداند که پیروزی بر حریف، ارزشمند است؛ اما پیروزی بر خشم، غرور، خودخواهی و ترس، ارزشمندتر. امروز اگر از تختی سخن میگوییم، اگر از پوریای ولی یاد میکنیم و اگر در روز کشتی، نام شهدای کشتیگیر را بر زبان میآوریم، در حقیقت میخواهیم یک مفهوم را به نسل جوان منتقل کنیم: قهرمان شدن آسان نیست؛ اما پهلوان ماندن دشوارتر است.
البرز؛ روایت ناتمام پهلوانی
البرز، سرزمین کوه و دشت و مردمانی است که در سالهای دفاع مقدس فرزندان بسیاری را راهی جبههها کرد. در میان این فرزندان، ورزشکارانی بودند که از سالنهای ورزش و میدانهای مسابقه به جبهه رفتند و نشان دادند که «ورزش» اگر با ایمان و اخلاق همراه شود، میتواند مدرسهای برای تربیت انسانهای بزرگ باشد. امروز در روز ملی کشتی، باید به نسل جوان البرز گفت که تشک کشتی فقط یک صفحه برای مسابقه نیست؛ میتواند مدرسهای برای زندگی باشد. مدرسهای که در آن شکست، مقدمه دوباره برخاستن است؛ پیروزی، پایان اخلاق نیست؛ رقیب، دشمن نیست؛ و قدرت، زمانی ارزشمند است که برای دفاع از حق و کمک به دیگران به کار گرفته شود. چه بسیار کشتیگیرانی که روزی با دستهای قدرتمند خود حریف را بر زمین زدند، اما در لحظهای بزرگتر، خود را بر زمین گذاشتند تا وطن سربلند بماند. این همان نقطهای است که قهرمانی به پهلوانی تبدیل میشود.
امروز، در روز ملی کشتی، سر تعظیم فرود میآوریم در برابر همه مربیان، پیشکسوتان، قهرمانان و کشتیگیرانی که این ورزش اصیل ایرانی را زنده نگه داشتهاند؛ اما بیش از همه، یاد شهدای کشتیگیر و ورزشکار البرز را گرامی میداریم؛ از شهید مدافع حرم حیدر جلیلوند، شهید علی گروسی، شهید کریم آخوندی، شهید غلامرضا کیانپور، شهید حسینعلی آسارایی و دیگر شهدای ورزشکار و کشتیگیر این خطه که نشان دادند پهلوانی فقط در شعار نیست.
آنان رفتند تا ما بمانیم؛
رفتند تا پرچم ایران بماند؛
رفتند تا امنیت این سرزمین باقی بماند؛
و رفتند تا نسلهای بعد بدانند پهلوان کسی نیست که فقط حریف را شکست دهد؛ پهلوان کسی است که در لحظه نیاز، خودش را برای مردمش میبازد.
امروز اگر صدای تشویق از سالنهای کشتی البرز بلند میشود، اگر نوجوانی لباس کشتی بر تن میکند و با امید وارد تشک میشود، اگر پرچم ایران بر سکوی قهرمانی بالا میرود، بخشی از این آرامش و افتخار، مرهون مردانی است که روزی از همین خاک برخاستند و برای دفاع از آن، جان خود را تقدیم کردند.
روز ملی کشتی گرامی باد؛ به احترام همه قهرمانان، پیشکسوتان و پهلوانان ایران و به یاد همه شهدای ورزشکار و کشتیگیر البرز که قهرمانی را به پهلوانی و پهلوانی را به جاودانگی رساندند.
نجمه اباذری
دبیر سایت نوید شاهد البرز